در این سال سی...
جمعه 4 تیر 1395
04:33
متاسفانه بعد از رواج وایبر تا الآن که تلگرام اوله، با جک ساختن های متعدد، قبح یک سری کلمات ریخته شده! کلماتی که سابقا واقعا آدمهای بی ادب جامعه هم فقط در جمعهای خودیشون(!) استفاده میکردند، اما حالا بین بچه ها هم رواج پیدا کرده!
نه! منظورم اون کلمه های بدی که به ذهنتون میاد نیست! فرایندی که عرض کردم، با ذهنها کاری کرده که وقتی میگیم «حرف بد» و نمینویسیمش، تصورات میره به سمت کلمات خیلی قبیح تر!! و این این دقیقاً یعنی همون قباحتی که از کلمات مورد اشاره، ریخته!
درصورتی که منظور من کلماتی هست که الآن توی جکها ملت رو میخندونه! اما اکبر عبدی رو به دردسر میندازه!
برای بهتر لمس کردن عمق فرایند قبح شکنی کلمات در ایران، بذارید فضایی از یاد رفته رو براتون یادآوری کنم... سریال طنز "زیر آسمان شهر" رو یادتون میاد؟ یه سکانسش این بود:
/// -عجب...
-سارا : آره این فولاد دیگه خیلی پررو شده. باید بگم برزو «حالشو بگیره»
-سارا؟!! این چه طرز حرف زدنه؟! «حالشو بگیره» یعنی چی؟! این یه اصطلاح مردونه است! شما خانمی زشته!
-(سارا لبش رو میگزه) ///
باور کنید به شوخی هم نبود! این حرفها در این سکانس کاملا جدی بود! «حالشو بگیره» واقعا قبیح بود! همینطور کلماتی مثل «باحال» ، «ای ول!» ، «گیر دادی ها!» ، «ضد حال» و...
حالا میتونید از اون موقع، تا امروز رو نگاه کنید ببینید «قبح شکنی» یعنی چی!
درمورد کلماتی مثل «باحال» و... الآن میگیم اینها (که اغلب ، سابقاً اصطلاحات افراد معتاد در توصیف احوالاتشون بوده) امروز معنیشون کاملاً تغییر کرده! باشه! از اون زمان خیلی گذشته و واقعا این تغییر معنایی بوجود اومده.ما خودمون هم استفاده میکنیم! وقتی رامبد جوان هم میگه «ما خییییلی باحالیم»، تداعی خوبی ایجاد میشه ، نه بد.
اما میخوام فضاها رو مقایسه کنید و فکر کنید که از کجا معلوم واژه های دیگه هم بعداً تغییر معنایی پیدا نکنن؟! نمیدونم درست تونستم منظورم رو بگم یا نه...
با وجود چنین فرایندی، آیا واقعاً دور از تصوره که روزی حتی فلان کلمه(!) هم کاملا عادی بنظر بیاد؟!!
امروز همین اتفاق تو بحثهای سیاسی هم هست! حال آدم از اینهمه بی فرهنگی بهم میخوره!
فرهنگ پارسی که فردوسی تو سی سال رنج بردن خواست زنده کنه بنده خدا! حالا با هر سوژه و جک جدید در عرض یک هفته ذره ذره به باد میره!
نه! منظورم اون کلمه های بدی که به ذهنتون میاد نیست! فرایندی که عرض کردم، با ذهنها کاری کرده که وقتی میگیم «حرف بد» و نمینویسیمش، تصورات میره به سمت کلمات خیلی قبیح تر!! و این این دقیقاً یعنی همون قباحتی که از کلمات مورد اشاره، ریخته!
درصورتی که منظور من کلماتی هست که الآن توی جکها ملت رو میخندونه! اما اکبر عبدی رو به دردسر میندازه!
برای بهتر لمس کردن عمق فرایند قبح شکنی کلمات در ایران، بذارید فضایی از یاد رفته رو براتون یادآوری کنم... سریال طنز "زیر آسمان شهر" رو یادتون میاد؟ یه سکانسش این بود:
/// -عجب...
-سارا : آره این فولاد دیگه خیلی پررو شده. باید بگم برزو «حالشو بگیره»
-سارا؟!! این چه طرز حرف زدنه؟! «حالشو بگیره» یعنی چی؟! این یه اصطلاح مردونه است! شما خانمی زشته!
-(سارا لبش رو میگزه) ///
باور کنید به شوخی هم نبود! این حرفها در این سکانس کاملا جدی بود! «حالشو بگیره» واقعا قبیح بود! همینطور کلماتی مثل «باحال» ، «ای ول!» ، «گیر دادی ها!» ، «ضد حال» و...
حالا میتونید از اون موقع، تا امروز رو نگاه کنید ببینید «قبح شکنی» یعنی چی!
درمورد کلماتی مثل «باحال» و... الآن میگیم اینها (که اغلب ، سابقاً اصطلاحات افراد معتاد در توصیف احوالاتشون بوده) امروز معنیشون کاملاً تغییر کرده! باشه! از اون زمان خیلی گذشته و واقعا این تغییر معنایی بوجود اومده.ما خودمون هم استفاده میکنیم! وقتی رامبد جوان هم میگه «ما خییییلی باحالیم»، تداعی خوبی ایجاد میشه ، نه بد.
اما میخوام فضاها رو مقایسه کنید و فکر کنید که از کجا معلوم واژه های دیگه هم بعداً تغییر معنایی پیدا نکنن؟! نمیدونم درست تونستم منظورم رو بگم یا نه...
با وجود چنین فرایندی، آیا واقعاً دور از تصوره که روزی حتی فلان کلمه(!) هم کاملا عادی بنظر بیاد؟!!
امروز همین اتفاق تو بحثهای سیاسی هم هست! حال آدم از اینهمه بی فرهنگی بهم میخوره!
فرهنگ پارسی که فردوسی تو سی سال رنج بردن خواست زنده کنه بنده خدا! حالا با هر سوژه و جک جدید در عرض یک هفته ذره ذره به باد میره!