تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
طراحی سایت در قزوین
چاپ ماهان
چاشنی باکس
کرگیری
کرگیر
هلدینگ احمدخانی قم
https://avalpack.com
طراحی سایت و سئو سایت پزشکی و کلینیک
همکاری در فروش
لوله‌ پلی‌ اتیلن
خرید فارماتون کودکان
نوروفیدبک در مشهد
techtip




مبشر بهاران - سوء تفاهم

سوء تفاهم

جمعه 14 خرداد 1395
00:45
بهاری (تنها.دعاگو)
http://entezarebahar.samenblog.com/uploads/e/entezarebahar/375411.png

اینها هم درد میکشند... واقعا درد می کشند...
دلیل هم ندارد که چون به ما بدوبیراه می گویند مدرکشان را زیر سوال ببریم.نه! مثل اینها باز هم هستند. من با چشمان خودم هم دیده ام. آدم هایی که بعضا استعداد زیادی هم دارند. بسیار هم در تخصص خود حرفه ای هستند.
اما درد می کشند...
مثل ما...
منتها درد اصلی شاید این باشد که ذات همه ی ما چیزی واحد را می طلبد که یک عده به آن می گویند «انگور» و عده ی دیگر «عنب»!
این درد اصلی است...
بجز افراد معلوم الحالی که عمدا دست در بیت المال مردم و امتیاز خواهی دارند، بقیه ی کسانی که در این مملکت زندگی می کنند و اینطور با هر انتخابات ، تمام قلب و امید دل خود را به صاحبان چند شال رنگی! می بخشند تا بلکه از قبل سبز و بنفش و زرد و آبی و قرمز ، آرزوهایشان برآورده شود و به قول خودشان بتوانند «نفس بکشند» ، در واقع سالها کینه ی کس یا کسانی را در دل می پرورانند که از همه به آنها نزدیک تر و دلسوزترند.
و ریشه ی همه ی این حرفها به «خدا» برمی گردد...
خیلی از ما با «خدا»باوری مان مشکل داریم که اینطوری روبروی هم در می آییم...
من با تعداد زیادی از این ها صحبت کرده ام. اعم از بظاهر مذهبی و بظاهر غیر مذهبی.
بحث ها غالبا از موضوعاتی مثل لزوم ولایت فقیه، روند انتخابات، امور وزارت خارجه، رابطه با آمریکا، واردات و صادرات، انرژی هسته ای، استخدام ها، اشتغال، تورم، قیمت گوجه سرکوچه شروع می شود و بسیار پرشور و پر حرارت است اما بعد از ساعاتی که پیش می رویم ، همه ی این بحث ها تقریبا بلا استثناء به «حجاب» کشیده می شود!
حجاب! طوری که به وضوح برای «هر دو طرف بحث» قابل درک است که آن جوشی که دارد بخاطر سفارت انگلستان یا محصولات کشاورزان داخلی، یا ... می زند، واقعا درست نیست و در واقع، اینچنین موضوعاتی بالاخص برای کسانی که ارتباط مستقیمی هم با این مسائل ندارند، نمی تواند تا سرحد چنین تنفری که چنین شوری را در بحث ها ایجاد کند، مهم باشد!
در واقع آن سوزنی که فرد را - اعم از مرد و زن - گزیده است، یک چیز دیگر است!
حالا اکثرا حجاب، و بعضی ها هم موضوعات مشابه.
و گرنه «ظاهر» کشور ما واقعا با کشورهای دیگر خیلی هم فرق نمی کند.
خودشان هم بخوبی می دانند که همه جای دنیا بهشت نیست و شاید اگر محسنات و معایب کشورهای مختلف را کنار هم لیست کنند، در نهایت هیچ جا را بهتر، آرام تر، باصفاتر، پرنعمت تر، امن تر و پر افتخارتر از ایران پیدا نمی کنند!
اما آن فرق اساسی که حس می کنند نمیگذارد «نفس بکشند» چیست؟
به راستی کدام منتقد در کدام کشور، نسبت به تصمیمات به اصطلاح یک شبه یا مسائل اقتصادی و ... با اصطلاح «نفس نکشیدن» ، «کابوس» ، «غول» و انواع عبارات وحشتزده از بازگشت سخن می گوید؟
و وقتی در همان حجاب هم دقیق می شوی می بینی دعوا اصلا بر سر حجاب هم نیست! چرا که خیلی ها همین الآنش هم چیزی تحت عنوان حجاب ندارند، در سخن و ... از به اصطلاح حزب اللهی هایش هم آزادترند .
دعوا فقط بر سر خداست.
من بارها و بارها با چنین افرادی ساعتها بحث کرده ام.دوستانه یا پرشور. همه ی بحثها به نوع نگاه به جهان، انسان و خدا ختم شد.
و البته اغلب، افراد در اینجا، از بحث کناره گرفتند با بهانه های مختلف که از «دیر شد» گرفته تا «ما اصلا چرا باید درمورد این چیزها بحث کنیم» تا اینکه «بله بهر حال هرکس نظری دارد!» !
و حتی بعضی ، چند لحظه به فکر فرو رفته و خود با لبخند گفته اند که «من ... بله من یک مقدار فعلا توی این بحث مسئله دارم. » و بیان داشته که مایل نیست بیشتر از این وقت مرا بگیرد و معترف است که:

 باید ابتدا این مسئله را برای خودش «حل کند.»

اما اغلب فراموش می کنند که :

باید «ابتدا» این مسئله را برای خودش حل کند!

و فردا روز از نو، روزی از نو!...
تا وقتی که خط کش ها کج هستند و ما با معیار آنچه «نفسمان می طلبد» همه چیز را بسنجیم، در واقع در قلب لبنان یا در ناف آمریکا هم اگر زندگی کنیم، همواره حس «زیر ظلم بودن» دست از سرمان برنخواهد داشت و همیشه وحشتی هست که خوابش را ببینیم و از خواب بپریم، و همیشه غولی خواهد بود که پایش را روی گلوهایمان بگذارد.
نگاه بسته است.
چه وقتی که می ترسیم تا هشت سال تکرار نشود و چه وقتی که دائما 96 ، 96 می کنیم و انتظار آمدن کسی را می کشیم که بارها وقتی از او در مورد 96 سوال می کنیم تمام سعیش را می کند که توجهمان را به «اصل» جلب کند.
نگاه بسته است...و گرنه این حرفها در برابر چنین اولویت فراموش شده ای، دست چندم هم نیستند.

اینها هم درد می کشند... دقیقا مثل ما... کاش می فهمیدیم «فطرت» همه مان یک چیز را میخواهد. اما در یک فضای پر از سوء تفاهم زندگی می کنیم که اینطور روبروی هم درمیآییم و تنها «تصور» می کنیم تا این حد با هم اختلاف عقیده داریم!
در فضایی پر از سوء تفاهمات حل نشده که شاید همگی آنها هم تنها به «یک سوال» در قلبمان برگردد که بی پاسخ گذاشته ایم تا همچنان سوال تولید کند! عین قسمت الف یک سوال امتحانی که تا حل نشود، ب و ج و د و... هم حل نمی شود!
هر کدام از ما فقط یک قسمت الف داریم که ان را واقعا بلد نیستیم. حلش کنیم، خیلی چیزها حل می شود.
این همان اصلی ترین سوء تفاهم ماست.
سوء تفاهمی نه در مورد رهبری، ولایت فقیه ، احمدی نژاد ، روحانی یا موضوع یا کس دیگر...
سوء تفاهمی درباره ی خدا.



پ ن : این مطلب را قبلاً، پای مطلب لینک شده در تصویر، کامنت کرده بودم که اکنون اینجا منتشر کردم.


طراح قالب: آوازک

[ طراح قالب: آوازک ]
آهن آبدیده را زنگ عوض نمی کند / چهره ی انقلاب را جنگ عوض نمیکند / به خیل دشمنان بگو : به کوری دو چشمتان / مطیع امر رهبری، رنگ عوض نمی کند
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به سوء تفاهم است. || طراح قالب avazak.ir