تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
طراحی سایت در قزوین
چاپ ماهان
چاشنی باکس
کرگیری
کرگیر
هلدینگ احمدخانی قم
https://avalpack.com
طراحی سایت و سئو سایت پزشکی و کلینیک
همکاری در فروش
لوله‌ پلی‌ اتیلن
خرید فارماتون کودکان
نوروفیدبک در مشهد
techtip




مبشر بهاران - الا بذکر الله تطمئن القلوب ♥

الا بذکر الله تطمئن القلوب ♥

پنجشنبه 25 تیر 1394
21:24
بهاری (تنها.دعاگو)
به نام خدا
و امروز، آرام تر از گذشته هستم.
قرآن گوش میکردم... این بار نه تنها با اصوات و الفاظ، بلکه با زبان خود مرا آرام کرد...
و به یادم آورد انچه را که در این هیاهوی بچگانه - و حیف بچگانه!- فراموش کرده بودم!
جمله ی ساده ای که معنی اش در دلم کمرنگ میشد و حواسم نبود!
که:

«پیروزی با جبهه ی حق است!»

و:

«و خدا هرگز خلف وعده نمیکند!»

و همین دو جمله بس است برای کسی که او را باور، و به او ایمان دارد.
 


آیه ی دیگری را هم شنیدم: «و تصور میکنید وارد بهشت میشوید...در حالی که بر برخی اقوام گذشته ی شما آنچنان روزگار سخت گذشت، که خودشان و حتی پیامبرانشان گفتند:پس یاری خداوند کی فرا میرسد؟...» «و یاری خداوند سرانجام فرارسید..»

دیگر با این بحث های خاله زنکی و شبه روشن فکرانه ی افراد در جمع های مختلف، کاری ندارم!

کامنتهای سایتها که دیگر هیچ!

مهمانی در برنامه ی خندوانه، چیز خوبی گفت! گفت: این کامنتگذاری های امروزی، به هدف «جمع و لحاظ تمام نظرات» است، اما در واقع این اتفاق نمی افتد! بلکه «هیچ» حاکم میشود! در واقع، همه ی نظرات جمع میشوند اما برتری ای ثابت نمیشود، و حاصلی هم ندارد!


عصر، عصر ظهور است! تا جایی که میدانم، تا امروز سعی کرده ام وظیفه ام را درست انجام دهم.
و امروز هم وظیفه ام بازخوانی است! باز خوانی و تجدید عهد!
این سرگرم کردن نیست! سرگرم شدن نیست! به اعتکاف پناه بردن در زمان قهقهه ی جبهه ی باطل نیست!
در کنج عزلت غصه فرو بردن نیست!

امروز، بخصوص بعد از شنیدن آیات قرآن، که فرصتی بود و خداوند لطف کرد و نصیب کرد، فکر میکنم عمیقا «فهمیدم» معنی «بازخوانی» و «ضرورت» آن چیست!
ضرورت «تجدید عهد» و «دعای عهد» چیست؟

الله اکبر! که چه جالب که قبل از شنیدن قرآن ، اول توجهم به دعای عهد جلب شد و گوش کردم. سپس، دلم خواست زیارت آل یاسین را گوش دهم (همان که یکی یکی میشمرد و میگوید اشهد انّ "هذا" حق!) و بعد دلم خواست قرآن گوش کنم.

خدایا شکرت که خودت مقدماتش را فراهم کردی...

الآن میدانم تجدید عهد برای چیست!

بازخوانی و تجدید عهد، نه فقط برای دلداری و پناه جستن است، بلکه هدف بزرگ دیگری دارد!
هدف اصلی این است که در این هیاهو راه را گم نکنی!
ممکن است بگویید ، خب راه را میدانیم! ولی نه!
حتی «هول شدن» و «تپش قلبی» که در حین خواندن تیترهای خبری به آدم دست میدهد هم گم شدن است! چون آن لحظه فکر میکنی که فلان اتفاق افتاد و تمام شد و رفت! اما درواقع اینچنین نشده است! فکر میکنی درست شد و خوب شد و تمام! اما در واقع هنوز اولش است! فکر میکنی خراب شد و تباه شد و تمام! اما راه بسته نشده است!
... فکر میکنی زمین به آسمان آمده ولی حقیقت این است که نیامده!

همین هم گمراه شدن است! همین که در «لحظاتی که نباید» ، جملاتی با مقدمه ی :«دیگر وقتش است که...» به ذهنت بیاید خودش نوعی گمراهیست! (بارها در گذر اتفاقات مختلف دیده ام زمزمه هایی می آیند که: دیگر وقتش رسیده که رهبری ورود کنند!... یا دیگر وقتش رسیده که دکتر سکوتش را بشکند!... یا دیگر وقتش رسیده که فلانی درمورد فلان ابهامات، مفصل توضیح دهد!... یا دیگر وقتش رسیده که برویم و فلان کار را انجام  دهیم!...و...!!!)
و البته مقابله با این جور گمراهی تناقضی با انتظار و هوشیاری ندارد! بلکه در جهت آن است!
(نمیدانم شاید بعضی به این نوع گمراهی، بگویند: سردرگمی! اما بنظرم سردرگمی هم به اندازه ی کافی زجر آور هست، ضمن اینکه در مواردی، فاصله ی زیادی نیز با گمراهی ندارد!)

برای همین هست که وقتی بعد از مدتها حرفهای رهبرم را میشنوم، احساس امنیت خاطر میکنم! او دستور زور یا دیکتاتوری ندارد! بلکه بعد از سخنانش حس میکنم ای بابا! واقعا ها! چرا من تا حالا فکر میکردم همه چیز کن فیکون شده! ایشان چقدر بینش بلندی دارند و چقدر آرامند و چقدر با همان  به زبان آوردن منطقی و ساده ی همان جملاتی که عین سیر و سرکه در وجود من میجوشد و حرص میخورم که چرا کسی متوجه نیست؛ خیلی راحت حواسهایی را که به شهربازی اطراف پرت شده، به خود جمع میکند!
ما شاءالله به این بینش! و تبارک الله به این آرامش!

اما دیدم فقط بینش و آرامش نیست! بلکه وقتی دائما «طناب» را گرفته باشی و دائما با مبداء خود را تنظیم کنی، حواست جمع می آید! آرامش در قلبت حاکم میشود و حکمت بر زبانت جاری می گردد. اینجا دیگر نه تنها خوب میتوانی ببینی و آرام باشی، بلکه می توانی برای دیگران نیز الهام بخش و راهگشا باشی...

و چقدر جالب که یادم افتاد پس منظور خدا هم خوب همین است که میفرماید « و همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و متفرق نشوید...» فقط منظورش اتحاد نبوده است! وگرنه جماعت «همگی به اینترنت هم وصل هستند!»

خدایا شکرت! کمک کن ریسمان تو را رها نکنیم...


راستی... عیدتان مبارک...



پ ن :
1- از این کسانی که هجوم می آورند به همان دو تا سایت احمدی نژادی (=آرمان امام خمینی ره) و منفی میگذارند یا «دزد دزد» میکنند یا «دکل دکل» یا «بسوز بسوز» یا «سهام - سیب زمینی» ،یا تمسخر «ادبیات[پ ن 2]» رئیس جمهور سابق، یا کنار نام «دکتر» علامت تعجب میگذارند (و بخیال خام خود مدرک زیر سوال میبرند) و «خاک بر سر» میگویند و «منحرف» مینامند و «لعنت» میفرستند و ... ناراحت نشوید!
اینها بیشتر از رنجیدن، احتیاج به دعا برای هدایت دارند! چرا که وقتیکه در این عصر اطلاعات و قرن 21 و با این همه ادعای روشن فکری و حزب اللهی بودن و هوشیار بودن و ... هنوز هم بدون تحقیق (حتی تحقیق حداقلی!)، اطلاعاتشان را در حد یک کلاغ چهل کلاغ عهد دقیانوس  رد و بدل میکنند، و درمورد یک پرونده (فارغ از بحث نشان دادنش)، هنوز هم وانمود میکنند دغدغه شان عکس 3 در 4 پرسنلیِ [پ ن 3] گوشه ی آن است!!، واقعا نیاز به یک «راه نجات» دارند!
2- مصداق واقعی ضرب المثل «حرفی که زمین می افتد، صاحبش آن را برمیدارد!» واقعا جالب است! صاحبان و لایقان اصلی یک حرف، تنها حرفهایی که متعلق به خودشان است را دریافت کرده و آن را از یاد نمیبرند! جالب است که تماما جملاتی از نظرشان بی ادبی و نشانه ی بی سوادی است که خطاب به دشمنان ملت ایران گفته شده، و اینان گویا هرگز فصاحت کلام آن گوینده ی بزرگوار را در بحث های عمیق فلسفی، معنوی ، و سیاسی ندیده و نشنیده اند!
« اون ممه رو لولو برد» و «آب رو بریز اونجایی که میسوزه» و «شما چیِ کی هستید؟» و «دو کلمه هم از مادر عروس!» آنقدر که برای این بهانه گیران آب و نان (آن هم فقط در زبان درازی) داشت و دارد، برای شبکه های مختلف و رسانه های مختلف خارجی، علی الخصوص رسانه های غیر همسو، هرگز اهمیتی نداشته و برای آنهایی که آب و نان واقعی شان به این بود که بتوانند از پس فصاحت و روانی کلام و استحکام منطق و حجم اطلاعات عمومی، تاریخی و سیاسی  ، و هوش و زیرکی «آن مرد» بر بیایند، آب و نان نمیشد!
لذا کلاس تقویتی میگذاشتند که چگونه می توان مردی که «مثل ماهی از دست لیز میخورد» را در کلام گیر انداخت!
3- کاربرد عکس پرسنلی چیست؟ با رسم شکل و مثال! :)
راستی! امثال همین غیرتی ها! بودند که تا تقی به توقی میخورد (و حتی نمیخورد!) نزده می آیند به خیابان و میرقصند!
اینها را اذیت نکنید! گناه دارند! تقدیر به اندازه کافی زده شان! :)


طراح قالب: آوازک

[ طراح قالب: آوازک ]
آهن آبدیده را زنگ عوض نمی کند / چهره ی انقلاب را جنگ عوض نمیکند / به خیل دشمنان بگو : به کوری دو چشمتان / مطیع امر رهبری، رنگ عوض نمی کند
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به الا بذکر الله تطمئن القلوب ♥ است. || طراح قالب avazak.ir