تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
طراحی سایت در قزوین
چاپ ماهان
چاشنی باکس
کرگیری
کرگیر
هلدینگ احمدخانی قم
https://avalpack.com
طراحی سایت و سئو سایت پزشکی و کلینیک
همکاری در فروش
لوله‌ پلی‌ اتیلن
خرید فارماتون کودکان
نوروفیدبک در مشهد
techtip




مبشر بهاران - نهضت اندیشه یا نهضت کامنت!

نهضت اندیشه یا نهضت کامنت!

سه شنبه 5 اسفند 1393
11:52
بهاری (تنها.دعاگو)


سلام

این نوشته را در این سایت  بعنوان کامنت گذاشته بودم. بنظرم آمد بهتر است بعنوان مطلب در اینجا بیاورم:

سلام دوستان
طولانیه ولی خواهشا بخونین:
منم میخواستم همین پیشنهاد )جواب ندادن به کامنتهای توهین آمیز و تکرار شایعات بی اساسی که بارها تکذیب شده یا توضیح داده شده است ، فحاشی ها بی اخلاقی ها و یک کلام : کامنتهای کینه ای در سایت) رو بدم. اینا اصلا دوست دارن ما بهشون جواب بدیم.بعضی دیگه حرفهاشون به جایی رسیده که ارزش جواب دادن نداره.توجه بفرمایید :«ارزش«!
مهندس مشایی هم یکبار گفته بودن : «بعضی تهمت ها حتی تکذیبش هم زشته بخدا!!» راست هم میگن.
دیگه وقتی بعضی توهین و ناسزا رو به حد اعلاش رسوندن، بهترین جوابها رو دادن هم اشتباهه. میدونین مثل چی میمونه؟ مثل این میمونه که یک نفر توی کوچه یقه ی منو بگیره، بگه: «فلان فلان شده! من میدونم که تو فلان گناه -در حد سانسور- رو میکنی!» حالا من باید بیام داد و بیداد کنم سند بیارم که من «فلان گناه مذکور» رو نکرده ام؟! شما باشید روتون میشه؟! اصلا این جور موقع ها آدم خنده اش میگیره!


وقتی تهمت و توهین بیش از حد بزرگه، جواب دادن بهش مثل قبول بخشی از اونه! مثل اینکه «چیزک» در ضرب المثل «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها» اثبات بشه!
اما وقتی جواب داده نمیشه، بهتر مشخص میشه که چنین توهین بزرگی چقققدر از معرکه پرته که حد جواب دادن هم نیست!
حتی منفی دادن هم، به نوعی اعتبار دادن به این جملاتیه که «دیگه نمیشه اسمش رو نظر و عقیده گذاشت». نظر و عقیده در چهارچوب «بیان» دارای «آزادی بیان» هست! نه «آزادی ناسزا و تهمت و دروغ و توهین»! یکی از مهمترین اسنادش هم اینه که امثال این حرفها در مورد هر کسی و در هر جایی «جرم» محسوب میشه! اونوقت اینها به همین راحتی میان و این مصادیق جرم رو مینویسند!
تایید بیشتر این پیام ها توسط مدیریت سایت، نشان دهنده ی عجز اینهاست! نشان دهنده ی اینه که اگر منطقی داشتند، اون مزخرفات تکراری رو تکرار نمیکردند و این ناسزاهای جدید رو خلاقانه (!) مطرح نمیکردند! اما پاسخ دادن به اینها درست نیست!
قبلا از آقای قرائتی یک مثال جالبی شنیدم. ایشون قدیمها یکبار در یکی از سخنرانی هاشون گفتن: «بعضی میخوان رفع ابهام کنن، ببین چجوری این کار رو میکنن! : طرف میاد توی مسجد، با میکروفن به همه اعلام میکنه:مردم! فلانی که میگفتن باباش بهائیه، ... دروغ میگفتن! بهائی نیست!
اون وقت با اینکه طرف اومده تکذیب کرده، اما یک عده مردم تازه باخبر میشن! پیش خودشون میگن: عه؟ میگفتن باباش بهائیه؟!!!عجب!!»
دوستان عزیز. بعد از اونهمه حجت، و بعد از این همه مدت، حتی وقتی کامنت گذاران به اصطلاح مودب هم متوجه حق نشن،(کما اینکه بعضیا خیلی موددددب اومدن گفتن تسلیت عرض میکنیم...ولی سه خط معلومات(!)نوشتن زیرش!) اینها هم در نزد خدا باید شرمنده باشند که تا الآن هنوز هم در اون تفکرات غافلانه و جاهلانه غرق هستند و چشم و گوششون رو بسته اند و هیچ تحقیقی (حتی الآن که دیگه دکتر رئیس جمهور نیست و اینها بعضا دوران به کامشونه!) نکرده اند تا در خفای خود ببینند تا حالا چه قضاوتی کرده اند! منتها ما باز هم میگیم یاد گرفته ایم بزرگواری کنیم و هرچقدر هم که بنظر دیر شده باشه،بگوییم «دیر نشده، اگر اشتباه کردید، باز هم آغوش حامیان عدالت به روی شما باز است-کما اینکه در توبه ی پروردگار هم به روی «توبه کنندگان حقیقی» باز است»؛ اما این هم خودش بعد از رعایت ادب بسیار، و رعایت اصول بحث، و احترام متقابل،-و توبه نزد خدا- بدست میاد.
چه برسه به کامنتهایی که مشخصا از افرادی متعصب که از ناسزا و هجوگوی لذت میبرند باشه. اینها دیگه جای بحث نداره عزیزان. ضرری که در پاسخ دادن به اینهاست، استهلاک حق و عادی شدن استدلاله. مگه هزاران بار این موضوعات رو براشون توضیح ندادیم؟ این ضرر، به اون کیفی که بانو ایرآنی عزیز (یکی از دوستان کامنت گذار سایت که فرموده بودند این جواب دادن لذت بخشه براشون) میفرمایند نمی ارزه!
یادتون بیاد دکتر احمدینژاد هم گفته بودند که «باید تا جایی پیش برید که همه ی مستکبران عالم بایستند جلوتون! کیفش تازه اون موقع است!» اما نگفتن «کیفش تو جواب دادن به هرزه گویان هست
بنظر من این پیشنهاد حداقل بطور موقت درست و بجا بنظر میرسه. حتی شاید باعث بشه بعضی به خودشون بیان و خودش روزنه ای بشه برای اینکه شاید یک درصد به فکر افتادند! (کما اینکه ممکنه در اطراف خود دیده باشید امروز بعضی بخاطر سکوت دکتر احمدینژاد و مهندس مشایی بفکر افتاده اند.(مسئولین نه ها! از بین خود مردم!))
این عزیزان –دکتر عزیز و مهندس مظلوم- هم هرجایی که لازم بود پاسخ بدن، پاسخ داده اند. حتی در اوج سکوت، دکتر احمدینژاد به موقعش که شد، پیشنهاد مناظره دادند! اما دیگه قرار نیست به هر –عذرمیخوام- مزخرفاتی جواب بدن. ما باید سطح اندیشه و مطالعه ی خودمون رو بالا ببریم نه اینکه محدود کنیم به پاسخ دادن به این هجوه ها!
یادمه جایی شنیده بودم مقام معظم رهبری هم فرموده بودند که «سقف مطالعه تان، چرخش در سایتهای خبری و ... نباشد
برای هرزه گو، هرزه گفتن که کاری ندارد!عین شعله ی کبریت،می اندازد و میرود! به این فکر کنید که به فرض که با تمام قوا آمدیم و 500 تا 500 تا منفی دادیم به اینها و پای هر کامنتشان ده تا کامنت جواب دندان شکن دادیم!
تازه فرض کنید از شرمندگی اینهایی که اینجا اومدن در اومدید! میخواید نیرو بفرستید توی سایتهای اونها هم همین کار رو بکنید؟! که تازه اغلب پیامهای شما رو یا تایید نمیکنن یا نصفه؟!
پس کی وقت میکنیم مطالعه کنیم، فکر کنیم، و حتی نسبت به همانها احساس شفقت و دعا برای هدایتشان را در خود تقویت کنیم؟! طرح ، ایده و حرف برای گفتن بیشتر داشته باشیم تا بنا به فرموده ی خود امام خامنه ای، مسائل را برای همه «تبیین» کنیم و هرکس (از جمله همانها) اگر واقعا میخواهند بدانند، استفاده کنند؟
تازه اگر یک روز متوجه بشید اینها (حتی فقط یکی از اینها) اجاره ای بوده اند و اصلا فقط اومده بودند تا اعصاب ما رو خراب کنند یا وقت ما رو بگیرند یا بالاخره ما رو تحریک کنند تا جوابی در کامنت بنویسیم که به بهونه ی همون کامنت ، سایت رو تعطیل کنند، اون وقت چه حسی بهتون دست میده؟!


شیطان دوست داره ما وقتمون رو تلف کنیم.

این بحث و روشنگری در کامنتها هم خوبه ولی کافی نیست. مثلا همین الآن هم کسانی در وبلاگ خود من سوالاتی مطرح کردند، من هم تا اونجا که میتونستم جواب دادم. اما «مجادله با هرزه گوی بی منطق» دیگه درست نیست! همون طور که «مذاکره با دشمن زیاده خواه و بی منطق» هم همین طوره! تا وقتی «اصول مباحثه، که مهمترینشون منطق و احترام هست» وجود نداشته باشه، جوابهای ما هم هرچقدر خوب و کامل- «همراه با به رسمیت شناختن یک کار غیر اصولی» انجام شده. در واقع بها دادن به ناسزاها، به رسمیت شناختن اون لحن نادرست و ناسزاست!
وگرنه کاراته بازها و تکواندوکارهای ما هم میتونن بجای صرف نظر کردن از مسابقه دادن با اسرائیل، با او مسابقه بدن و ببرنش و ما بقول شما خانم دختر ایرآنی عزیز، کلی کیف کنیم! اما شرکت در اون مسابقه، چه برد چه باخت، به رسمیت شناختن اسرائیله!


و مثال من غلو هم نداره وقتی که حرف اینها همون حرف اسرائیله!


وقتش رسیده که هم خودمون رشد کنیم و هم به طرفمون باید یاد بدیم که اگر واقعا خواهان دانستن هست، باید لحنش رو ابتدا مودبانه کنه ، احترام بذاره ، حقوق رو پایمال نکنه و منطقی باشه. (اینجوری به فرموده رهبری و خود دکتر، حتی با آمریکا هم میشه مذاکره کرد!)


دوستان عزیز! مایی که الان خیلی چیزها از دکتر احمدینژاد یاد گرفته ایم، برای اشاعه ی فرهنگ ناب اسلامی، مهدوی، و رسیدن به انسان کامل، چقدر میتونیم مطالعه و اطلاع رسانی کنیم تا وقتی که 4 ساله هنوز داریم سر 11 روز با بعضی زبان نفهم هایی که خودتان هم بارها گفته اید گویا مصداق «فی قلوبهم مرض» هستند که باز هم نمیخواهند بفهمند، بحث میکنیم؟!
صحبتهای دکتر احمدینژاد همیشه تازه است کاملا نشون میده که ایشون دست از مطالعه بر نداشته اند. ما تا وقتی با همین اطلاعاتمون فکر کنیم علامه ی دهریم و هی بحث کنیم (آن هم در کامنت!) مثل این میمونه که با یکسری مهره ی دومینو بازی میکنیم. میچینیم و میریزیم و دوباره میچینیم. مهره ها رو به حالتهای مختلف کنار هم میچینیم. در ابتدا خوبه. نتایجی هم حاصل میشه. اما این سیستم ذهنی نباید بسته بمونه و باید دائم از اطلاعات مفید تغذیه بشه تا خروجی ها فقط شامل کنار هم چیدن متنوع اطلاعات نباشه! بلکه مثل یک درخت، رشد کنه و شاخه و برگ و میوه هم بده. اینطوری اگر هدفتون بهره مند کردن اونها هم باشه، اون هدف بهتر محقق میشه!
اون وقت سوال کنندگان و «تشنگان حقیقی حقیقت» هم پیدا میشن و اون زمان هست که هم صلاحیت ما برای جواب دادن بیشتر هست، و هم کسی که سوال پرسیده بیشتر قدر جواب رو میدونه.
و بالاتر، اون هنگام هست که ما هم مثل دکتر احمدینژاد بجای عصبانی شدن از این آدمها، دلمون براشون میسوزه (نه به طعنه، بلکه از ته قلب و احساس) و آرزومون این میشه که خودشون رو از این سقوط و تحجر فکری –به اسامی مختلف- نجات بدن.

منتها به شرطی که همه با هم باشید و دوباره بخاطر دو تا منفی زدن، وسوسه نشید و هدف رو فراموش نکنید!


برچسب‌ها:

طراح قالب: آوازک

[ طراح قالب: آوازک ]
آهن آبدیده را زنگ عوض نمی کند / چهره ی انقلاب را جنگ عوض نمیکند / به خیل دشمنان بگو : به کوری دو چشمتان / مطیع امر رهبری، رنگ عوض نمی کند
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به نهضت اندیشه یا نهضت کامنت! است. || طراح قالب avazak.ir