و دیگر هیچ...

1- با همین آرایش نامزدها (سال 92)، بیاین رای بدین!
2- با همین دولت هم -حتی اگه بهش رای ندادین- همدلی و همزبانی کنین!
این دو تا دستور یا توقع یا توصیه که انجام دادنش مثل فرو بردن یک لقمه ی تلخ از گلو میمونه، رو فقط از «اکثریتی» میشه خواست که «حرف شنو از رهبری و عاشقش» باشند.
- اگر «اقلیت» بودند، این دستور خیلی ضرورت پیدا نمیکرد.
- اگر «حرف شنو از رهبری و عاشقش نبودند»، هم گفتنش فایده ای نداشت.
حالا فکر کنید
آیا میشد یا لازم بود مثلا خواسته ی دوم رو با چنین صراحتی از مخالفان دولت در سال 88 خواست؟
آیا میشد یا لازم بود خواسته ی دوم رو با گذشت دو سال بعد از انتخابات سال 84 با چنین تاکیدی (در حد نامگذاری سال)از مخالفان دولت خواست؟
سوالات در مورد خواسته ی اول هم بعلت زیادی خاص بودن شرایط وقت، نسبت به سالهای دیگه، بماند!
پینوشت 1 : با توجه به همین موضوع، فعلا تا زمانی که احساسم فروکش نکرده، در مورد توافق خوجگل دوستان با عجقشون چیزی نمینویسم تا خدایی نکرده عدم همزبانی نشه، این علی الحساب! منتها فقط همدلی کردن با کسایی که گفتن دلشون هیچوقت با محبوب و منتخب من صاف نشده یکم داره اذیت میکنه که... ان شاءالله درست میشه اونم...
پینوشت پینوشت 1: حله عاقا حله! ... (از جنس دیالوگ وکیل دکتر کاشف در «در حاشیه»)